راه و روش

افکار و احساسات مثل آلبوم عکسی می‌مانند که در درون‌مان ثبت می‌شوند. گاه خودمان آن‌ها را ثبت می‌کنیم تا باقی بمانند و گاه موقتی هستند و گذرا. توانایی این را دارند که همچون توپی بمبارانت کند و روزهایی هم آرام باشند و بی‌صدا. میلیون‌ها انسان که در این جهان زندگی می‌کنند، هر کدام عقیده خودشان را دارند و گاه می‌توانند با عقیده و افکارشان تغییری بوجود آورند. گاه تغییری مثبت و گاه تغییراتی که باعث دگرگون شدن زندگی میلیون‌ها افراد می‌شود. روزهای زیادی به سوالات ذهنم فکر می‌کنم و در جستجوی پاسخ‌شان هستم. به نظرم هرکسی برای خود آوایی دارد. آوایی که می‌توان شنید. و من آوای خود را مانند آبی روان می‌دانم که در عبور از سنگ‌ها و ماهی‌ها، صدایم را برای فهمیدن حقیقت خود کندوکاو می‌کنم. روزهایی پی می‌برم زندگی سخت است و روزهایی همچون کودکی شاد خود را با طنین آهنگ به هر سو می‌چرخانم و در سکوت برای  دنبال کردن راهم و گم نشدن در پیچ و تاب‌های افکار گوناگون، یاری‌ام می‌دهد. دیگر می‌دانم چه چیزهایی شادم می‌کند و قدم‌های کوچکی برداشتم. کودک درونم دنیای بزرگی برای خود تصور کرده. گاهی می‌ترسد اما در آخر می‌داند همانی‌ست که دلش می‌خواهد. جستجوگری همانی‌ست که دنیایش را تشکیل می‌دهد؛ با وجود تفاوت‌هایی که در آدم‌های بسیار حس می‌کند اما حقیقتش همین است. همان گونه که طبیعت، حقیقتی برای خود دارد. و فهمیده کلاف زندگی‌اش را در دستانش بگیرد و همان را ادامه دهد، آن هم با کارهایی که دوست دارد و کمک می‌کند روحش زنده شود.

 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *