آوای طبیعت

 طبیعت ذات و سرشت حقیقی داره. هر جزئش حرفای زیادی برای گفتن داره. از وقتی فهمیدم چقدر توجّه و بهتر دیدن طبیعت، می‌تونه تفکراتم رو تغییر بده، بیشتر زمان گذاشتم و چیزای بهتری دریافت کردم و انگار درونم هر زمان که به سمت طبیعت کشیده شد، مثل ریشه‌ای که بخواد خودش رو محکم و ثابت کنه، شکل و شمایلش رو حس کردم. فهمیدم طبیعت، طبیعی بودن حرفشِ. اینکه حقیقی بودن ارزشمنده. مثل دانه که آخرش به درختی تنومند تبدیل میشه و حقیقتش رو عیان می‌کنه. یا آبی که راز صداش رو از عبور سنگ‌ها و میلیون‌ها قطره آب در کنار هم، میشه شنیدش. ذات طبیعت، تبلوری از زیبایی و مهربانی‌ست و این مهربانیش من رو به این سؤال انداخت که چقدر برای طبیعت ارزش قائل هستیم و چقدر برامون مهمه؟ حاضریم همون اندازه‌ای که روح‌مون رو تازه می‌کنه و باعث شادی و لبخندمون میشه، آلوده‌اش نکنیم؟ حاضریم ازش یاد بگیریم و براش احترام قائل باشیم؟ و این‌ها همه به فکر و سرشت خودمون بستگی داره. خورشید و ماه دنیای وسیعی دارن؛ میلیون‌ها آدم می‌تونن درباره‌شون بنویسن. از تأثیرات‌شون روی مُهره‌های زمین… خورشید منبع روشنایی و سخاوته. با عظمتی که داره بی‌نهایت مهربانه. حضور خورشید کمک‌های زیادی به طبیعت، پوست، دیدن زیبایی‌ها، گرما بخشیدن و… می‌کنه. برای من خورشید بسیار زیبا و درخشانِ. مثل ستاره‌ای بی‌همتاست. تو دنیای وسیع آسمون قدرتمندانه می‌درخشه و تلألوهاش رو به رخ همه نشون می‌ده. به خوبی با ابرها رفاقت می‌کنه. حتی اگر جلوی تصویرش گرفته بشه. چون می‌دونه ابرها بخشی از سفره آسمونن و حضورشون باعث بارندگی و طراوت زمین می‌شه. پس حتماً دوست‌شون داره. ماه دنیای دیگه‌ای داره. او هزاران مروارید رو در اطرافش با خود به همراه داره و هر شب نمایش زیبایی رو با همدیگه اجرا می‌کنن. از تقلّای ماه برای بیرون اومدن از لا‌به‌لای ابرها، تا چشمک زدن ستاره‌های کوچیک و بزرگ… و تاریکی آسمون، ستاره‌ها رو درخشان‌تر می‌کنه. و این‌ها زیبایی طبیعت و آسمون رو دو چندان می‌کنه.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.