سخنران

 

آسمان پر ستاره

آسمان دریایی از الماس است

به ستاره‌ها نگاه می‌کنم. در آرامش عجیبی هستند. بسیار می‌دانند و مرا یاد آدم‌های عمیق می‌اندازند. آدم‌هایی که مهر را دانه به دانه از زندگی آموختند و این بذر را با دستان پر مهرشان انتقال دادند. دستانی از جنس لطافت برگ. برگ به من می‌گوید که واقعی بودن زیباست و برای عمیق شدن کافی‌ست مشاهده‌اش کنم و بعد رهایش کنم تا وابسته نشوم و از این طریق رفاقت درست را یاد بگیرم. به نشانه‌ها نگاه می‌کنم. ماه بسیار شجاع است. مانند مادری عاشق که فرزندانش در پهنای آسمان هستند. او نگران‌شان نیست چون الماس وجودشان از آن‌ها محافظت می‌کند. ستاره‌ها، خودشان را باور دارند و به همه نشان می‌دهند چگونه الماس وجودشان را پیدا کنند. آن‌ها خیلی آگاه و عمیق هستند و همچنین بسیار دوست داشتنی و دیدنی و چه نمایش باشکوهی!

صبح‌ها که از خواب بیدار می‌شوم به سمت پنجره می‌روم و پرده را کنار می‌زنم تا حقیقت‌ها را ببینم. خورشید، مهرش را وارد اتاقم می‌کند چرا که خورشیدِ طلایی، عشقی عمیق دارد و هر روز عاشقانه کارش را انجام می‌دهد بدون اینکه از کارش صرف نظر کند. او سخاوتمند است. طبیعت آن‌قدر شگفت انگیز است که گاهی نمی‌دانم چه بگویم. طبیعت به من عشق، مهر، انسانیت، زلالی و زیبایی را آموزش می‌دهد. طبیعت که این همه باشکوه است دلیلی وجود ندارد که آلوده‌اش کنم. پس شکر

 

I look at the stars. they are in a strange calm. they know a lot and remind me of deep people. people who learned the kindness bit by bit from life and passed this  seed with their loving hands. hands made of soft leaf. leaf tells me that being real is beautiful and to contemplation it is enough to observe it. and then let go so I don’t become dependent. and this way I learn the right friendship. I look at the signs. the moon is very brave. like a loving mother whose children are across the sky. the moon isn’t worry about them because the diamond of their existence protects them. the stars believe in themselves and show everyone how to find their diamond. they are very aware and deep and also very lovable and spectacular. and what magnificent show! 

when I wake up in the morning, I go to the window and I pull back the curtain to see the facts. the sun brings its love into my room. because the golden sun has a deep love. and she does her job lovingly every day without giving up her job. she is generous. nature is so amazing that sometimes I don’t know what to say. nature teaches me love, affection, humanity, clarity and beauty. there is no reason for me to pollute nature, which is so glorious. so thank you


 

مطالب مرتبط

2 دیدگاه‌

  1. سونا خراسانی گفت:

    بسیار عاالی هنرمند جااااانم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.